بهشتِ من (فقط خودم)

خودم و خودم
منِ بی احساس

بهشتِ من (فقط خودم)

خودم و خودم

سلام
خوش اومدین


خسته ی خسته شدم


میخوام خودم باشم

آخرین نظرات
نویسندگان
پیوندهای روزانه
پیوندها

۷ مطلب در شهریور ۱۳۹۴ ثبت شده است

۳۰
شهریور


سلام

از 0 تا 20 بهم نمره بدین

اما حقمو بدین، نه کمتر نه بیشتر

  • 💕 پسر خوب 💕
  • تعداد عزیزانی که این مطلبو دیدن: ۱۶۵
  • ۲۷
    شهریور


    سلام دوستان گلم

    دیشب عروسیه دختر عموم با پسر عمم بود، بیشتر ازدواجامون فامیلیه

    خیلی حال داد، دیشب حسابی خوشتیپ شده بودم!!خخخخخخ(خودم تعریف نکنم کی تعریف کنه!؟!)

    اما غذا نتونستم زیاد بخورم، بیشتر گوشت خوردم و پا شدم! عروس کشونم خیلی حال داد، خودم راننده بودم، اون آخراشم زدم جاده خاکی رفتم که اول بشم!! خخخخخ

    خلاصه خوش گذشت، جای همگی خالی

    امیدوارم بخت همه باز بشه و همه برند خونه ی بخت و اقبالشون

    ان شاء الله همگی خوشبخت بشند

    • 💕 پسر خوب 💕
  • تعداد عزیزانی که این مطلبو دیدن: ۱۴۲
  • ۲۲
    شهریور

    سلام

    خب بسلامتی تابستونم داره میگذره و خداییشم خوش گذشت به من یکی که

    همونطورم که گفته بودم با کسی رودرواسی نکردم و خودم بودم تقریباً

    خب میخوام یه سری تصمیماتی که گرفتمو اینجا بنویسم که هم خودم فراموش نکنم و هم شاید بقیه استفاده کنند

    ماه عسل تابستان 94

    1. میخوام درسامو بیشتر بخونم

    2. میخوام اطلاعاتمو بالاتر ببرم

    3. میخوام سعی کنم همیشه جوون باشم، میخوام کارایی که آدمو زود پیر میکنه رو انجام ندم و اگه انجام میدادم ترک کنم مثل: سیگار و قلیون و هر چیز دودی که ضرر داره_____ میخوام کارایی که برای سلامتی خوبه رو انجام بدم مثل: غذای سالم و کم خوردن، ورزش کردن

    4. میخوام خوب باشم و شاد و خندون و سرحال

    5. سعی میکنم هیچ وقت مسواک زدنم از سر تنبلی ترک نشه



    امیدوارم موفق بشم

    • 💕 پسر خوب 💕
  • تعداد عزیزانی که این مطلبو دیدن: ۲۵۷
  • ۰۴
    شهریور


    سلام

    راستش یجورایی باید تشکر کرد، یعنی حتماً باید تشکر کرد، تشکر بابت این زندگیه خوب از خدا، تشکر بابت نعمتاش از خدا، زندگی خیلی خوبه، خوشبختانه شروع زندگیه منم روز خوبیه، خیلی خیلی روز تولدمو دوست دارم، یه فضیلت و نعمت بزرگ شامل حالم شده واقعاً، روزی که به دنیا اومدم روز میلاد امام رضا بوده، همچنین روز تولد مامانم، امام رضا که میدونم از مامانم مهربونتره

    من که همه جوره این نعمتو تو زندگیم حس کردم و همیشه به کمکم اومده، خیلی خوبه که روز میلاد امامت روز تولد تو هم باشه، همیشه افتخارم همین بوده

    خدایا شکرت! خدایا ممنونم، خیلی لطف بزرگی در حقم کردی

    خلاصه امروز تولد منه، امروز خیلی برام مهمه، حتی مهمتر از 2/2/1373

    چاکرتم امام رضا جون

    حرف که زیاده اما خلاصه میکنم به یه جمله:

    "خدایا شکرت"

    • 💕 پسر خوب 💕
  • تعداد عزیزانی که این مطلبو دیدن: ۳۲۳
  • ۰۱
    شهریور

    امروز اول شهریور بود، پارسال مثل امروز از دریا نجات پیدا کردم، تولد مجددمه! تولدمه!

    باز 3 روز دیگه هم میلاد امام رضاست که بازم تولدم میشه به قمری!

    • 💕 پسر خوب 💕
  • تعداد عزیزانی که این مطلبو دیدن: ۳۲۲
  • ۰۱
    شهریور

    خب حالا یکم از جاهایی که رفتیم میگم

    بخوام از همه چیزش تعریف کنم خیلی زیاد میشه

    خب اول که با قطار رفتیم تهران، دایی اومد دنبالمون و رفتیم خونشون، بعد از چند وقت، فک کنم همون روز ظهرش دایی دیگم اومد اونجا،اون داییم اصفهان میشینه، بعد از یکی دو روز اونم رفت خونش و گفت بیاین که منتظرتونم، بعد از یکی دو روز از رفتنشون یهویی داییم(صاحب خونه) زنگ زد که بعد از ظهر بریم شمال؟ مامانم هم بعد کمی گفت بریم، گفت یکی از همکاراش میخواسته بره ویلائه اما پشیمون شده و بهتره ما بریم، خلاصه بعد از ظهر ما راه افتادیم با یه ماشین رفتیم شمال، با اینکه کم بودیم و تنها بودیم نسبت به سالای قبلیش اما خوش گذشت، اونجا که عکساشو گذاشتم زیاد نموندیم(شب رسیدیم، پس فرداش ساعتای 11 12 راه افتادیم که برگردیم) و برگشتیم، از تهرانم رفتیم قم، ولی چه قمی!! اون اتفاق بدا که براتون گفته بودم قم اتفاق افتاده بود، اول فک کنم ویبره ی گوشیم بعد لپ تاپم و از آخرم، یعنی شب آخر هدفونم(هدفونمو گرون گرفته بودم)، دوست ندارم زیاد از قم بگم!، البته قربون حرمش برم من

    بعد از قم رفتیم اصفهان، اصفهان روزای اولش زیاد تعریفی نداشت، اما رفتیم سیتی سنتر یکم خوش گذشت، بعدش قرار شد بریم شیراز و آبشار مارگون، اول رفتیم شیراز، شیراز خوب بود، از تخت جمشید به بعدش حسابی خوش گذشت، خدا خیرش بده باعث و بانی اون همه ذوق و شوق تو دلم رو، بعد از تخت جمشید رفتیم که هر کی میخواد سوار شتر و اسبای کنار جاده بشه، اونا که کرایه میدن، بعضیا سوار شدن، من سوار نشدم، و اما امان از روز بعدش که رفتیم آبشار مارگون،شبی که آبشار مارگون بودیم یکی از لذیذترین و بهترین شبای عمرم بود تا الان، حالا بماند که چی گذشت، برا داداشمم خیلی خوب بود!

    خلاصه بهترین جای مسافرت همون جاییه که دلت باهات راه میاد، خیلی خوش گذشت

    از باعث و بانیش مجدد تشکر

    • 💕 پسر خوب 💕
  • تعداد عزیزانی که این مطلبو دیدن: ۲۵۷
  • ۰۱
    شهریور

    سلام دوستان

    من یه چند روزیه که از مسافرت برگشتم، اما راستش حوصله ی وب و این چیزا رو نداشتم، اتفاقات خوب و بد زیادی افتاده برام، بزرگترین خوبیش برای داداشم بود که رفتیم براش خواستگاریه کسی که دوسش داشت و اونم داداشمو میخواست، ایشالا ازدواج میکنند، و اما بدترینش هم خدراب شدن LED لپ تاپمه، که کلاً باید عوض شه، وقت نکردیم که عوض کنیم، حالا هم معلوم نیست کی عوض کنیم و درستش کنیم، الانم لپ تاپمو به مانیتور کامپیوتر خونگیمون وصل کردم و اومدم نت، درضمن ویبره ی گوشیمم خراب شده بود که درست شد، البته بازی درمیاره و بعضی وقتا خوبه و بعضی وقتا بد، هدفونمم شکست، پسر داییم شکوندش، حالا ایشالا که میخره برام!!!!

    خلاصه ما که هتریک شدیم رفت!!!

    حوصله نداشتنم هم بیشتر بابت همین لپ تاپم هست، برام دعا کنید

    ببخشید که وباتون نیومدم

    دوستتون دارم دوستان

    عکس لپ تاپمم میذارم

    • 💕 پسر خوب 💕
  • تعداد عزیزانی که این مطلبو دیدن: ۳۰۶