بهشتِ من (فقط خودم)

خودم و خودم
منِ بی احساس

بهشتِ من (فقط خودم)

خودم و خودم

سلام
خوش اومدین


خسته ی خسته شدم


میخوام خودم باشم

آخرین نظرات
نویسندگان
پیوندهای روزانه
پیوندها

۱۰ مطلب در بهمن ۱۳۹۴ ثبت شده است

۲۵
بهمن


سلام

امروزم چیزای زیادی یاد گرفتم و کلی خوشحالم، امروز رفتم کلاس و چیزایی که یاد گرفتم در جهتِ همون چیزایی بود که دوست داشتم، چقدر خوبه که سرِ کلاس همونایی رو بگن که دوست داری!!

رفتم سرِکلاسِ همون استادِ خوبی که گفته بودم بهتون "استاد دکتر نیرومند" درسِ "اخلاقِ اسلامی"، خیلی از اون بحثا دوست دارم

مثلاً اینکه تا میتونید قبل از 30 سالگی تغییراتِ خوبو انجام بدین تا خوب بشین، آره، به نظرم همون 30 سالگی بود، میگفتند استاد که بعد از 30 سالگی تغییر خیلی سخته

البته خب مسلمه که تغییر کردن با گذرِ زمان سخت میشه، اما اینم الان به ذهنم رسید که اگه بشه مدام تغییر کرد بهش عادت میکنی و بعد از 30 هم میشه تغییر کرد، خلاصه اینکه کاراتونو نندازید به بعد، همین امشب یا اصلاً همین الان شروع کنید به برنامه ریزی برای تغییراتی که دوست دارید بکنید

من که دوست دارم تغییرو، دوست دارم خوب باشم، دوست دارم الگو باشم، الان که یادم میاد میبینم ابتدایی هم کسی بود که دوست داشت مثل من باشه (به جانِ خودم دروغ نمیگم و خودش میگفت)، خلاصه میخوام خوب باشم

و اینکه کسایی که پستامو خوندند میدونند که از وقتی تصمیممو واسه خوب بودن گرفتم خیلی وقته میگذره و جو گیر نشدم، من خیلی وقته میخوام خوب باشم، تلاشمم میکنم

+امیدوارم مردِ خوبی باشم، نه فقط واسه همسرم، واسه همه، واسه اطرافیانم

  • 💕 پسر خوب 💕
  • تعداد عزیزانی که این مطلبو دیدن: ۲۱۷
  • ۲۴
    بهمن


    سلام

    یادم افتاد که من بهتون گفتم که دایی شدم دوباره اما ازش عکسی نذاشتم، اینم عکسش

    فدات بشم دایی جون

    آقا محمد سیناست

    • 💕 پسر خوب 💕
  • تعداد عزیزانی که این مطلبو دیدن: ۲۵۹
  • ۲۳
    بهمن


    سلام

    یادتونه که گفتم یه کتاب برای درس انسان در اسلام خلاصه کردم و بهم نمره ی خوبی داد؟؟؟

    اون کتابو براتون گذاشتم

    کتابش خیلی عالیه، حتماً بخونید، اسمش "فلسفه خلقت انسان" هست

    برای دانلود کتاب کلیک کنید

    درضمن شرمنده که 61 دنبال کننده دارم و 49 نفرو دنبال میکنم

    • 💕 پسر خوب 💕
  • تعداد عزیزانی که این مطلبو دیدن: ۱۸۸
  • ۲۱
    بهمن


    سلام

    میخوام متمرکز بشم روی زندگیم و روی خوب بودن

    میخوام خوبی رو به همه هدیه بدم، میخوام همه ازم راضی باشند تا خدا هم راضی باشه، منظورم از اینکه همه راضی باشند دقیقاً همه نیستند ها!! آخه نمیشه همه رو راضی کرد، من نمیخوام به کسی سواری بدم، دشمنم نمیخوام شاد کنم و راضی

    میخوام متمرکز شم روی خودِ زندگی، بچسبم به زندگی و خوب بودن و لذت بردن و خوبی کردن

    خوبِ خوبِ خوبِ خوب هم میشه بود به امید خدا

    استادمون میگفت پیامبر وقتی بچه سرتاپاشونو نجس میکرد هم عصبانی و ناراحت نمیشدند، حالا کی اینطوریه؟؟؟؟ درسته که سخته اما میشه اینطوری بود یا حداقل تا حدِ توانمون نزدیک شد

    راستی رفته بودم تاریخ امامت رو برداشته بودم و شنبه کلاس تاریخ امامت رو داشتم، اما هیچ کدوم از کلاسامو نرفتم، فرداش(یعنی یک شنبه) بعد از نهار، ساعتای 12، 12:30 بود که رفتم حذف و اضافه و تاریخو حذف کردم جاش یه درس با استادی که ازش زیاد درس گرفته بودم(همون استاد انسان در اسلام که قبلاً از آموزه هاش نوشتم)، برداشتم، وقتی ساعتِ کلاسشو دیدم، دیدم همون یکشنبه ها ساعتِ 13:30 هست، اونم همون کلاسِ تاریخ!!! خخخخخ

    هیچی دیگه، پا شدم رفتم سر کلاس و الانم از درس عمومیم هیچ غیبتی ندارم!! زرنگی یعنی همین!!!!

    استادم منو یادش بود که ترم قبلم باهاش کلاس داشتم، تازه فکر کنم از همه نمرم بیشتر شده بود (19.5 شدم)



    خلاصه اینکه میخوام روی زندگی و خوبی متمرکز شم

    • 💕 پسر خوب 💕
  • تعداد عزیزانی که این مطلبو دیدن: ۱۹۵
  • ۲۰
    بهمن

    سلام

    میخوام بدونم کی تقریباً همه ی وبلاگمو خونده؟؟؟؟

    • 💕 پسر خوب 💕
  • تعداد عزیزانی که این مطلبو دیدن: ۱۸۰
  • ۱۹
    بهمن


    سلام

    لامصب عنوان پیدا نمیشه که!!

    راستیتش حرفام تا بعد از ظهری یادم بودها!! اما یادم رفت

    آها!! بعد چند لحظه ننوشتن یهو یادم اومد

    میخواستم بگم که همونطور که قدیمیا میدونند وبلاگ من این شکلی نبود، یعنی از خودمم میگفتم اینطوری از اخلاق خوبو نمیدونم رفتار خوبو این چیزا نمیگفتم، اتفاقاً دوست دخترِ وبلاگی هم داشتم تو وبم!!! منتها بعد کمی اتفاق که حالا از نظر من خواست خدا بود، کم کم شروع شد به نوشتن اون دنیایی که جدا از دنیای واقعیم بود، یه زندگیه ایده آل، برا خودم به این نتیجه رسیده بودم که با خوب بودن و سادگی و خوش اخلاقی میشه به خیلی چیزا رسید، مثلاً با کسی دعوا میکردم عصبانی بودم و شاید کنترلمو از دست میدادم، اما وقتی میومدم اینجا دیگه فکر دعوا نبودم، فقط به آینده و بقیه چیزا فکر میکردم، مثلاً از خوش اخلاقی مینوشتم، کم کم این حرفای خودم باعث شد که بازم میگم "کم کم" روی رفتار و اخلاقم تاثیر مثبت بذاره

    این وبلاگ به من خیلی کمک کرده، کم کم یه هدفایی برای وبلاگم ریختم، بعضی وقتا به سرم میزنه که چی میشد وبلاگمو گسترش بدم و خیلی بشناسنش و خیلیا دوسش داشته باشند، خلاصه اینکه این وبلاگ حسابی آدمم کرد

    توجه کردین که بعضی وقتا یه فکرایی از ذهنتون میگذره که با خودتون میگید "نه نمیتونم"؟؟؟؟ مثلاً اینکه تصمیم بگیرین لاغر بشین؟؟؟! یا مثلاً یه اخلاق خوبو داشته باشین؟؟؟ من همینطور فکرایی رو نوشتم و کم کم ملکه ی ذهنم شد و رفت تو رفتارم

    اشتباه نکنید...

    اشتباه نکنید، من نمیخوام بگم خوبم، اونو بقیه باید بگن، من میخوام بگم که با نوشتن خوبیایی که آرزوشونو دارین میشه بهشون رسید، آدم ریاضی رو همیشه لازم نداره اما درس زندگی و اخلاق همیشه لازم داره، همیشه آدم باید از رفتارای مختلف و آدمای مختلف باید درس بگیره، همون درسا رو اگه بنویسیم میتونیم خیلی زود پیشرفت کنیم


    میدونم زیاده و شاید راحت ازش رد شین، اما خواهش میکنم بخونید


    + من پسر و آدم خوبی نیستم

    +57 دنبال کننده دارم، امیدوارم نظرا زیاد باشه

    • 💕 پسر خوب 💕
  • تعداد عزیزانی که این مطلبو دیدن: ۲۲۹
  • ۱۶
    بهمن

    سلام

    یه چندبار سؤال شده بود که چطوری عکساتو تو وبلاگت بک گراند میذاری، خب الان میخوام به صورت کامل و ساده بهتون بگم، ان شاالله بدردتون بخوره

    بریم ادامه مطلب

    • 💕 پسر خوب 💕
  • تعداد عزیزانی که این مطلبو دیدن: ۲۶۶
  • ۱۶
    بهمن

    چند وقت پیش عکسای مسافرتامونو نگاه میکردم که یه چیزایی دستگیرم شد!!

    برای سال 90 و 91 و اینا بود، بیشتر سال 90 مورد توجه بود!

    خودمونیم ولی خیلی زشت بودم!!! خخخخخخخ

    کلی تغییر کردم! کلی خوشکلتر و خوشتیپ تر شدم!!!

    وقتی وضعیت عکسا و اون محیطو یادم میاوردم از اخلاقم هم یه چیزایی دستگیرم میشد که فهمیدم الان خیلی بهتر شدم! واقعاً خیلی تغییر کردم

    امیدوارم همینطوری روند خوبی داشته باشه این تغییرا!

    • 💕 پسر خوب 💕
  • تعداد عزیزانی که این مطلبو دیدن: ۱۸۸
  • ۱۴
    بهمن


    سلام

    میخوام اعتراف کنم!

    من پسر خوبی نبودم، الان هستما، هستم چون کور نیستم! چون کور نیستم و میبینم پسرای همسن و سالمو، دوروبرمو میبینم، حرفای بقیه رو میشنوم

    اما پسر خوبی نبودم، بد اخلاق، گنده دماغ! نجوش! و ...

    الانم هستم، الانم هر روز گناه میکنم، هر روز گناه، اما دیگه بد اخلاق نیستم مثل قبل، نجوش نیستم مثل قبل!

    نمیدونم دقیقاً از کجا شروع شد، اما میدونم که زیاد تمرین کردم، چون میخواستم تغییر کنم، چون انگیزه داشتم، خیلی تلاش کردم، ذهنم درگیر بود، چون قرار بود افکار و عقایدم تغییر کنه، قرار بود یجور دیگه فکر کنم، و زندگی کنم...

    انگیزش یه دختر بود، کسی که دوسش داشتم! از آخرم میدونم که بهش نمیرسم اما اون موقع امید داشتم

    زیاد دنبالش بودم اما از حرفای یه آقایی هم زیاد استفاده کردم که بماند کی بود

    مهم اینه که الان یاد گرفتم چطوری زندگی کنم و چطوری الگوبرداری کنم، یاد گرفتم که با خودم راحت باشم

    وقتی آدم سنش میگذره یجورایی نمیتونه تغییر کنه، تغییرش سخت میشه، هر چی سن بره بالا اعتقادات و افکار و رفتار محکمتر میشن و تغییرش سختتر، خوشبختانه من تغییرش دادم، قبل از محکم شدنشون

    اما الانم اعتراف میکنم که من اونقدرا هم خوب نیستم

    • 💕 پسر خوب 💕
  • تعداد عزیزانی که این مطلبو دیدن: ۲۴۸
  • ۰۲
    بهمن

    سلام
    خونه خوبه خونه، بوی مامانمو میده!!

    بعد 4 ماه اومدم خونه! عاااااااااااااااالیه!

    • 💕 پسر خوب 💕
  • تعداد عزیزانی که این مطلبو دیدن: ۲۰۴